العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

33

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

وحى موجب تعب و ناراحتى او بشود ( البته اين گونه روايات باحتمال قوى بىاساس و نادرست است چون با سنت و روش حضرت تطبيق ندارد ) و بيضاوى گويد معناى آيه اين است كه ما قرآن را نازل نكرديم كه تو خود را از جهت كفر و شرك قريش بناراحتى بيفكنى نه چنين نيست هر كس ميخواهد قبول كند و هر كه نميخواهد نكند و ايمان نياورد تو فقط مامور به ابلاغ هستى . و يا منظور ناراحتى و مشقت از لحاظ رياضت و شب‌زنده‌دارى و ايستادن بر روى پا و استعمال لفظ شقاء ( ريشهء لتشقى ) به معناى رنج و تعب استعمال شائع و رابحى است و اينكه از تعبير لتتعب عدول بلفظ لتشقى نموده شايد به منظور اثبات سعادت و خوشبختى پيغمبر در مقابل شقاء و بدبختى است و گفته شد . اين آيه رد بر كفار و تكذيب آنان است . چون آنان هنگامى كه كثرت عبادت و رياضت پيامبر را مشاهده نمودند گفتند : اى محمد تو با اين اعمال رنج‌آور و عبادتهاى بيشمار و ترك دنيا خود را بدبخت كرده‌اى و قرآن عامل اين شقاوت تو شده است و من ميگويم ( مرحوم مجلسى ) ايستادن پيامبر در حال نماز به روى يك پاى خود و يا بر سر انگشتان و بستن ريسمان و امثال اينها ممكن است در اول بعثت و قبل از بعثت جزء شريعت و در دستورات دين بوده ولى بعدا « نسخ شده باشد البته بناء بر آنچه بگوئيم كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله قبل از بعثت هم مطابق شريعت خودش عمل ميكرد و يا اگر بگوئيم حضرت قبل از بعثت مطابق شريعت و دين قبل از خودش عمل ميكرد ميتوان گفت كه اين گونه رياضت‌ها و عبادت‌ها در آن شريعت قبلى بوده و حضرت اين كارها را بر طبق آن شريعت انجام ميداده و بعدا « آن شريعت نسخ شده است ( ولى با همهء اين احتمال‌ها احتمال قوى هم دارد كه اين گونه احاديث صحت سند و حقيقت نداشته باشد ) 4 - كافى محمد بن يحيى . . . از عبد اللَّه بن اسحاق جعفرى از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : در تورات نوشته شده است اشكر من انعم عليك و انعم على من شكرك فإنه لا زوال للنعماء اذا شكرت و لا بقاء اذا كفرت و شكر زيادت في النعم و امان ، من الغير سپاس و تشكر كن از كسى كه نعمت به تو داده و انعام و احسان نما بر آن كس كه از تو تشكر و سپاس مىنمايد . چون هنگامى كه در برابر نعمت سپاسگزارى شد آن نعمت زوال و فنا ندارد و اگر كفران و ناسپاسى شد بقاء ندارد . و شكر موجب ازدياد نعمت و ايمنى از تغير و تبدل او است . بيان من انعم عليك اعم از منعم حقيقى ( خداوند ) و غير حقيقى است زياده في - النعم يعنى سبب زيادى نعمت است و امان من الغير بكسر غين و فتح ياء اسم مصدر تغير است يعنى نعمت به قسمت تبديل شود و از قاموس اللغه استفاده مىشود كه اين لفظ بفتح غين و سكون ياء است . در نهايت گويد در حديث استسقاء ( طلب و دعاى باران ) آمده :